تبليغاتX
زمستان گرم
زمستان گرم
يک قلم در دو دست ( دستتو بده رفيق...)

 

قبل از جواب دادن به چشمايش خيره شدم  ، او ميخنديد ، ولي من از شدت تنفر دندانهايم را به هم مي‌ساييدم . حس كردم شوخي مي‌كند ، ولي به به ته قضيه كه نگاه مي‌كنم ميبينم حرف دلش را بيان كرد. گفت تو بزرگترين مرد روزگاري ، فقط يك عيب داري ،

با بي خيالي پرسيدم ممكن است بفرماييد چه عيبي دارم؟

گفت: زياد دنبال مال دنيا مي‌روي .

سكوت كردم . مانده بودم چه جوابي بدهم . پرسيدم جنابعالي دنبال چه چيزي ميروي؟

دوستم چهره جدي به خود گرفت . منتقد كتابهايم بود. گفت : من در پي فضيلت و شرف ميروم . خنديدم وبلافاصله گفتم : قضيه حل شد ، آقاي عزيز ، معلوم ميشود هر كس دنبال چيزي مي‌رود كه فاقد آن است .

                                                    برنارد شاو . نويسنده

 

 

Alone tree

The gray sea look at the

Tree stood alone blue

Wavestouch him in the

Sandy coast that tree

Cry loudly so its joy

And happy

درخت تنها

درياي خاكستري ، درختي را ديد كه تنها

ايستاده است

امواج دريا در ساحل ماسه‌اي ، درخت را لمس كرد

درخت از خوشحالي فريا زد

رابرت دويس

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 توسط shadoo va samanoo
   تغییر


 

بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است:

کودک که بودم می‌خواستم دنیا را تغییر دهم، بزرگتر که شدم متوجه شدم که دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده‌ام را متحول کنم. اینک که در آستانه‌ی مرگ هستم می‌فهمم که اگر از روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می‌توانستم دنیا را هم تغییر دهم!!!!!!

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 توسط shadoo va samanoo
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin