ان شیخ که نور میدمد از جانش
رویانده زمین تشنه را بارانش
صد بوسه زنم به پای آن پیر که گفت:
نانش بده مپرس از ایمانش
(عمران صلاحی)

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم فروردین 1388 توسط shadoo va samanoo
|
زمستان گرم
يک قلم در دو دست ( دستتو بده رفيق...)
|
|
|
ان شیخ که نور میدمد از جانش رویانده زمین تشنه را بارانش صد بوسه زنم به پای آن پیر که گفت: نانش بده مپرس از ایمانش (عمران صلاحی)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم فروردین 1388 توسط shadoo va samanoo
|
|