تبليغاتX
زمستان گرم
زمستان گرم
يک قلم در دو دست ( دستتو بده رفيق...)

خسته نباشید از خونه تکونی من که نیومده افتادم به کار ،  
 احساس میکنم که یک سال بزرگتر شدم،
 نسبت به سال قبل 
 با تجربه تر و منطقی تر و خسیس تر و بدبین ترم ،
ارزو میکنم که سال جدید سال خوبی باشه 
همه خوشحال باشید و عید خوش بگذره
***
شادو طبق معمول مفقوده و سمنو به تنهایی بار بلاگ رو به دوش میکشه



سالي
نوروز
بي‌چلچله بي‌بنفشه مي‌آيد،
بي‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بي گردش ِ مُرغانه‌ی رنگين بر آينه.
سالي
نوروز
بي‌گندم ِ سبز و سفره مي‌آيد،
بي‌پيغام ِ خموش ِ ماهي از تُنگ ِبلور
بي‌رقص ِ عفيف ِ شعله در مردنگي.
سالي
نوروز
همراه ِ به‌درکوبي‌ مرداني
سنگيني‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به ياد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را
و تاقچه‌ی گناه
ديگر بار
با احساس ِ کتاب‌های ممنوع
تقديس شود.
در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته
به‌ناگاه
فراز خواهد شد
دستان ِ اشتياق
از دريچه‌ها دراز خواهد شد
لبان ِ فراموشي
به خنده باز خواهد شد
و بهار
در معبری از غريو
تا شهر ِ خسته
پيش‌باز خواهد شد.
سالي
آری
بي‌گاهان
نوروز
چنين
آغاز خواهد شد.
 احمد شاملو نوروز ۱۳۵۶
                                 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 توسط shadoo va samanoo
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin